یک نفر
آنسو
فلان
آن مرد
آنسوتر
که نشسته با خودش اسرار می خواند
آری او
مرد شهر آشوب اکنون خفته آشوب است
شعر های فردین شهریاری...ما را در سایت شعر های فردین شهریاری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فردین شهریاری بازدید: 725
من نمی دانم
تو که هستی
تو چه می خواهی
تو کجای مسلخ بی راه و برگشت می آ یی
شعر های فردین شهریاری...ما را در سایت شعر های فردین شهریاری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فردین شهریاری بازدید: 771
ما را در سایت شعر های فردین شهریاری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فردین شهریاری بازدید: 732
ما را در سایت شعر های فردین شهریاری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فردین شهریاری بازدید: 701
ما که دنیا گردهای سرد و منفوریم
چشم های سخت و بی رنگیم
کاسبان این خیابان نسنجیده
مردمان باستان برگشته امروز
کاممان را برده از این شهر بی پروا
آه - ب
تشنگانیم از لب دریا
خواب
زندگانیم از سر پروا
شب نخوابیده پریچه مردمان درد
روز گردان شب یلدا
شعر های فردین شهریاری...ما را در سایت شعر های فردین شهریاری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: فردین شهریاری بازدید: 598