شعر های فردین شهریاری

" به مهدی اخوان ثالث " یک نفرآنسوفلانآن مردآنسوترکه نشسته با خودش اسرار می خواندآری اومرد شهر آشوب اکنون خفته آشوب است

شاعران یاد

آری او

مرد شهر آشوب اکنون خفته آشوب است

راوی

کاسه صبر از جبین سر ریز

وامدار سایه های کاروان رفته

یک نفر

آری فلان

آن مرد

آسمان رفته از ابرانه های تازه درد است

شب نشین کوی بی برزن

آری

راوی است این

نام او فردین

داستانش همچنان پر آتش و درد است

کاخ دردش از گلو رندانه می گردد

مرد شهر آشوب اکنون خفته آشوب است

همچنانش ماث می بیند

ماث

استاد شهر آشوب شعر شاعران یاد

قاصدک را پرده میخواند

منتشا هم کیشه ای بی کینه گردیده

بازوان سال های سخت رنجیده

راوی است این ماث

شهر پژواکش روان رفته

درد میخوانند مردان نجنبیده

یک نفر آنسو فلان آن مرد آنسوتر

که نشسته با خودش اسرار می خواند

آری او

مرد شهر آشوب اکنون خفته آشوب است

دل فرود آورده آن پر زخم

آن زبان رزم

همچنانش بزم

آن نهیب روزهای سخت بی مجمر

این ماث است

که هبوطی کرده در من

لیک می بیند

این نگفته شعر های خسته ماث است

داستان مردمان شهر سنگستان

جاده های رفته و برگشته دیروز

بسته بر گرمای یک آتشگهی روشن

توضیح:

· شعر بالا برگرفته از یک خواب است خوابی که همسفرانش راوی و ماث هستند و هیچ تلقین شخصی وارد نبوده است

· ماث مخفف نام کامل مهدی اخوان ثالث به گفته خودش

موضوع : | بازدید : 79
برچسب ها : ,

برای حمایت از ما این مطلب را به اشتراک بگذارید :

googlereader googleplus stumbleupon facenama digg cloob twitter facebook facebook
English Translation

نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند 1392ساعت 3:38 توسط فردین شهریاری |